zeitoone sabz

چکیده نظرات مکتب فرانکفورت
نویسنده : معصومه آشتیانی - ساعت ۸:۳٢ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢۸ اردیبهشت ،۱۳۸۸
 

بعد از ارائه مطلب مربوطه به آدرنو و هورکهایمر نظریه پردازان مکتب فرانکفورت به دوستان قول داده بودم که چکیده ای از نظرات آنان را روی وبلاگ بزارم که دوستان استفاده کنند ، اگر چه اصل مطلب بطور مفصل قرار داده شده ولی این مطلب چکیده برای دانشجویان ساندویچی قابل هضم تره .  امیدوارم مورد استفاده قرار بگیره .ضمنا از این شسته رفته تر و خلاصه تر ممکن نبود.

شرایط اجتماعی ، سیاسی ظهور مکتب فرانکفورت

عوامل متعددی در پیدایش مکتب انتقادی فرانکفورت نقش داشتند از جمله :

وقوع جنگ جهانی دوم و کشتار مردم بیگناه

قتل عام یهودیان به دست هیتلر در آلمان

 


ظهور فاشیسم در اروپا و شکست مارکسیسم با روی کار آمدن استالین و قتل عام و کشتار مردم
مجموعه این عوامل باعث شد که متفکرین این مکتب به این اعتقاد برسند که با شکست پوزیتیویسم و تئوریهای عصر روشنگری جامعه ای سرکوبگر پدید آمده که امکان آزادی و رهایی انسان را که مکتب مارکسیسم نوید آن را میداد به کمترین حد کاهش میدهد و این محصول همان نیروهایی است که عصر روشنگری به ارمغان آورده 
فاشیسم ضد مدرنیسم نیست ، بلکه نقطه اوج جامعه مدرنیسم و ادامه طبیعی آن است .

نظرات مکتب فرانکفورتیها :

  1. نئومارکسیستهایی که به اصلاح مکتب اعتقاد داشته و جزء اصلاح طلبان تئوریهای مارکسیستی بشمار میروند .

  2. به نقد پوزیتویسم پرداخته و پوزیتویسم را ابزاری د رخدمت قدرتمندان دانسته و آن را اندیشه ای محافظه کارانه بمنظور حفظ وضع موجود و عدم برنامه برای تحول بنیادین میدانند به پوزیتویسم که صرفاً به مطالعه (( هست )) و پرهیز از (( بایدها )) به بهانه حفظ بی طرفی علمی می پردازند شدیداً انتقاد می کنند .

  3. نا امیدی از تحقق سوسیالیزم واقعی

  4. اعتقاد به پراکسیسم داشته و جبرگرایی تاریخی مارکس را غیرقابل تحقق دانسته و انقلاب را منوط به اراده انقلابیون میدانستند .

  5. با اهمیت بخشیدن مجدد به عناصر رو بنایی همچون ایدئولوژی ، هنر ، فرهنگ و فلسفه در تحلیل حیات اجتماعی جدا از عوامل مادی و اقتصادی از روانشناسی و عوامل فرهنگی در تحلیل جامعه کمک گرفتند .

  6. محکوم کردن خرد ابزاری و انتقاد از اینکه خرد بشری تقلیل و کاهش یافته و در حد عقل ابزاری پا یین آمده است . ( تقسیم بندی عقل به عقل ذهنی و عقل عینی عقل ذهنی که فقط به وسایل نیل به اهداف می اندیشد و عقل عینی که بیشتر به خود اهداف و معقول بودن اهداف توجه دارد و اینکه در عصر روشنگری عقل ذهنی بر عقل عینی غلبه یافته و در خدمت به نیروهای سلطه گر در آمده است  

  7. دیاکلتیک روشنگری تبدیل تفکر روشنگری به ضد خود خود ویرانگری و به کابوس تبدیل شدن نوید روشنگری و پیشرفت علمی و عقلانی به دلیل :

  1. ناتوانی از فاصله گرفتن از دنیای اساطیر و اسطوره زدایی به اسطوره تبدیل شدن عقل ابزاری )

  2. مثله کردن خرد بوسیله برابر کردن عقل با خرد ابزاری و ارائه راه حل برون رفت از روشن ستیزی به جای روشنگری بوسیله :

  1. بازنگری مداوم انتقادی

  2. آشتی با طبیعت از طریق نگاه به طبیعت بعنوان subject و نه object

8- صنایع فرهنگی صنایع فرهنگی بخش جدیدی از صنعت موسسات اطلاع رسانی مانند رادیو ، مطبوعات و سینماست که برای به نتیجه رساندن منافع صاحبان صنایع بکار می افتد و نتیجه آن ایجاد فرهنگ منفعل و اسیرکننده بوده و به نفع سرمایه داری اعضا و باعث یکسان سازی آگاهی و شعور انسانی در جهت حفظ و ضع موجود و تثبیت نظام سرمایه داری می دانستند.

این صنعت فرهنگی از طریق تولیدات خود فردیتی کاذب برای انسان ها ایجاد می نماید و همگی را به شکل واحد و یکسان و بهنجار تولید می کند.

کالاهای فرهنگی جهت مصرف توده تولید می شوند. توده بر اساس نوع مصرف تقسیم بندی می گردد و به تبع محصولات فرهنگی بر اساس تقسیم بندی مصرف کنندگان، تفکیک و تمایز می یابند و مصرف کننده به اجبار باید بین طبقه بندی که برای او انجام داده اند دست به انتخاب بزند. اما انتخاب او در واقع تفاوتی در نوع مصرف ایجاد نمی نماید. او تنها محصولی را انتخاب می کند که از قبل برای او پیش بینی شده است.